اشعار گاليسيايي شاه آلفونسو به منظور ترنم سروده شده بود. نغمههاي آنها حفظ شده و مجموعشان از بزرگترين گنجينههاي موسيقي قرون وسطاست. يكي از بهترين مآخذ مربوط به موسيقي فرانسيسيان در آن عصر، تاريخ فرا ساليمبنهٴ پارمايي است.1
گيورگيوس پاكيمرس در رسالهٴ اندر باب فنون اربعه به بحث دربارهٴ موسيقي نظري پرداخت.
نصيرالدين طوسي و قطبالدين شيرازي رسالههايي دربارهٴ موسيقي تأليف كردند. با اين حال، بزرگترين صاحبنظر اين عصر، و يكي از بزرگترين صاحبنظران موسيقي اسلامي تا به امروز، صفيالدين عبدالموٴمن بغدادي2 بود. صفيالدين شاهد آخرين روزهاي خلافت شرقي بود، و پس از سقوط بغداد (1258)، به خدمت مغول درآمد. وي از بنيانگذاران مكتب سيستماتيست3 بود. اختراع ابزارهاي موسيقي مختلفي را به نصيرالدين (فلوت) و صفيالدين (نوعي عود، نوعي پسالتريون)4 نسبت دادهاند.
خلاصه
مهمترين كاميابيها به شرح زير بود:
1) تجربههاي پير غريب در زمينهٴ مغناطيس كه در 1269، توصيف كرده است.
2) نخستين نظريهٴ صحيح دربارهٴ رنگينكمان از قطبالدين شيرازي، كه تئودوريك فريبرگي هم آن را مستقلاً از نو كشف كرد.
3) تجربهها و پيشگوييهاي بيكن. بهطور كلي، پيشگوييها را نميتوان به حساب آورد، ولي پيشگوييهاي بيكن بيش از آن بود كه بتوان صرفنظر كرد.
4) اختراع عينك در شمال ايتاليا.
5) بازگويي مطالب كتابالمناظر ابن هيثم توسط ويتلو و جان پكهام. هرچند رسالهاي اين دو داراي ارزش ذاتي نبود، اين رسالهها بر افكار و تعاليم نورشناسي در قرون وسطا، و عصر رستاخيز تا آغاز عصر جديد، مستولي شد.
6) بحث دربارهٴ اصول اوپتيك از طرف بيكن، نصيرالدين طوسي، و قطبالدين شيرازي.
7) بحث بيكن دربارهٴ نيرو، كنش از راه دور، خلاٴ، كثرت عوالم.